تبليغاتX
یاردیم
ظلمت گئجه لر اولماسا ایدین سحر اولماز

مقدمه

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ق (۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان، به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگ‌ترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعات 19:31  یازان سارا | 


عشقين اورك لرده، آدين ديل لرده،
شهرتين ائل لرده،جار اولدو بابك.

آزادليق بايراغين آلاركن اله،
دونيا معتصمه دار اولدو بابك

اوخون نشان آلدي اوسهلين گوزون،
ساراي لار تيترتدي مين لر حق سوزون.

دهشت دن ايتيردي معتصم اوزون،
عزمينله دوشمنين خار اولدو بابك.

پير بابادا چنار چاتدي دادينا،
قوينوندا يئر وئردي ائل قوچاغينا.

قارتال ايگيت،قربان اولوم آدينا،
آدين لا حق ديوان قورولدو بابك.

هاردا بير قوچاقدان آد آپارسالار،
اوردا گوزوموز سني آختارار.

سونمز ووقارينا باش اگدي داغلار،
سنه ناموس-غيرت، يار اولدو بابك.

یازان: محرم قاراداغلي

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعات 18:43  یازان سارا | 

داغ

اوستونلوك و اوجاليق سيمگه سي اولسادا

داغچي یوخسا داغ

ياشاييش آنلامي دير

 بو آنلامي ياشامادا قار، كولك، سويوق، سازاق، دولو، ياغيش و باشقا چتينليكلر قارشيسيندا داينمالي ديرداغچي  : ايلهامين طبيعت دن آلير و اؤز حاياتيندان اونا پاي وئرير بير قيرميزي آلماني يولداشلارينين آراسيندا بؤلمك ايسته يير، نئجه كي هر بير ديليم آلماني  بير پاي حاياتيندان سانير. داغچي توكنمز يوللارين گوجلو يولچوسو اولسادا، ان گوجسوز يولداشينين آرخاسيندا بير داغدير، زيروه ني يولداشسيز بينمه يير،  بونا گوره اوره گينين چيرپينماغين يولداشينين آياقلارين ريتميله قورور داغچي يولداشلاريلا ياريشمايير، هيچ بير كيمسه يله ياريشمايير و كيمسه دن آلقيش اوممايير.

سحرين دان اولدوز، شئحلي بنوشه نين دانسويو، گؤزل قوشلارين نغمه سي، گونشين حايات باغيشلايان ايستي سي و باياض گئجه لرين آي ايشيغي اونا تانري طرفيندن وئريلن بير پاي اولدوقجا يوكسك بير آلقيشدير.داغچي طبيعته وورغوندور، طبيعته عاشيقدير و بو عشق اونا حايات باغيشلايير و او بو حاياتي يولداشلاريلا پايلاشير داغچي طبيعته، داغا اينانيب، آلاهين گوجونو اوز به اوز گؤرمه ليدير، واسيطه سيز اونا ديز چؤكمه گی اینانیب

داغچي بير ايلده دورد ايل ياشايير، دورد ياز، دورد ياي، دورد گوز و دورد قيش  هر بير يوكسلمه ده (صعود) يازي داغين يام ياشيل ياماجيندا و قيشي داغين قارلي زيروه سينده گؤرور داغچي دفعه لرله بوتون اينسانلاردان ان اوجا يئرده اولسادا بوتون اينسانلارين قارشيسيندا باش ايير و اينسانيت قوللوقچوسودور داغچي  اوجا داغلارين زيروه سينده اوزاقلارا باخير! و گلديگي يولو ايزله يير و گله جه گيني دوشونور  داغچي  يورولور، اينجي يير، اوسانير، سينسي يير اما دؤزور، دؤزومه، دؤزمك اؤيره دير!داغچي آماجي زيروه دير، باشي اوجا، غرورلو، باريشماز زيروه اونو ياريشا چاغيرير،

داغچي يوكسه لير، بؤيويور، اوجالير، غرورسوز باشي اوجا ياشايير و باشقا بير زيروه ني دوشونور داغچي اؤزگور ياشايير و بوتون اينسانلارا اؤزگورلوك آرزولايير    (زنگین)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعات 19:42  یازان سارا | 

 

قارانلیق بوغوشور ایچیمده...

گوزلریم گوروشونه اج!

اللریمده سنسیز لیک چیرپینیر

جانیمدا ایریلیق سازاغی اسرکن اوشویورم...

دنیز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعات 19:22  یازان سارا | 

 

هر ملتی که زبان خود را فراموش کند تاریخ خود را گم کرده است و عظمت خویش را از دست داده است و برای همیشه در بندگی و اسارت باقی خواهد ماند.

 


مدتی پیش در شهر  زنجان بودم صحنه جالبی دیدم که هم خندیدم و هم گریستم .
قضیه این بود که بچه ها به دیدن مادربزرگ امده بودند یکی از نوه ها به مادربزرگ گفت:مامان بزرگ من شما رو خیلی دوست دارم.
مادربزرگ از دخترش پرسید: اوشاق نمه دییر؟ دختر گفت:مامان دییر سنی چوخ ایستیرم مادربزرگ گفت:بس نیه اوز دیلیمیزده دانیشمیر دینن منده اونو چوخ ایستیرم
کودک دوید و دست در گردن مادربزرگ انداخت و او را بوسید و به مادرش گفت:مامان پس چرا ما زبان همدیگر را نمیفهمیم ؟
تعجب کردم ! چه بلایی بر سر زنجانی ها امده که بین مادر و فرزند این همه فاصله وجود دارد .چه شده که زنجانیها اصالتشان را از دست داده و به زبان بیگانه صحبت کردن را شان و شهرت میدانند!!!
چرا زنجانیها اصالت خود را چنان مفت و ارزان بر طبق جهالت گذاشته و تقدیم هیچ و پوچ میکنند و به زبان مادری خود که سومین زبان با قاعده دنیاست اینچین بیگانه شده اند.
بزرگی به عقل و اندیشه است . ایا استفاده از زبان بیگانه برای انسان بزرگی میاورد ... ؟!!

نه تورکسوز سیز نه فارس سیز نه عرب سیز

یازیق زنگانلی لار بیچاره سیز سیز

قدیم دن بیر مثل وار دیر دییرلر

اران یئردن بوتون اواره سیزسیز

اوزوز یاندیردیقیز اوتدا یانیرسیز

انانین سیز دیلین کوکدن دانیرسیز

زامان کئچدیگجه پیس پیس فارسلانیر سیز

اودور بیر بیله بختی قاره سیز سیز

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعات 14:34  یازان سارا | 

 

دومان میرمحمدی


در تاریخ هر ملت روزهای حساس زیادی بوده و خواهد بود. با این روزهاست که ملتها به گذشته خود احساس فخر کرده یا از آن عبرت می گیرند. روزهایی که با حوادث تلخ و شیرین در حافظه تاریخی ملل مرتبط حک می  شوند و به حماسه ی آنها تبدیل می شود. ایامی چون 21 آذر، 29 بهمن، 13 تیر، 19 اردیبهشت، 1 خرداد، 2 اسفند، 7 اسفند و ... در تاریخ معاصر آذربایجان جنوبی از جمله روزهایی هستند که چرخه مبارزه نوین آذربایجان جنوبی را تکرار می کنند. و از امروز 20 تیر 88 نیز به این روزها اضافه می شود. روزی که سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حرکت ملی آذربایجان برای گذراندن 8 سال از عمر خود به پشت میله های زندان اوین منتقل شد.

سعید متین پور چهره ی صادق و صمیمی حر کت ملی آذربایجان با  تبسمی دائمی بر لب خیلی آرام حرف می زند، سنجیده و بجا حرکت می کند. او به راه خود ایمان دارد و در ردیف بزرگان این حرکت همچون مرحوم امانی بزرگ، عباس لسانی، مهندس صرافی و ... به الگوی بسیاری جوانان خانواده بزرگ حرکت ملی تبدیل شده است. همیشه از طمانینه و راحتی اش روحیه می گرفتم. با عشق و علاقه در حضورش سر تا پا گوش می شدم، چون همیشه حرفهای تازه ای برای گفتن داشت و افقی جدید پیش رویت می گشود.
از لحظه ی خواندن خبر دستگیری سعید هرچه سعی کردم تا 8 سال گذشته خود را به خاطر بیاورم، نتوانستم تصویری کامل از این گذشته ترسیم کنم. در یک نگاه به گذشته، اتفاقات زیادی از جلوی چشمم می گذرد. در طول این 8 سال من در 6 شهرستان از 4 استان مختلف به عنوان دانشجو تحصیل کرده، به خدمت سربازی رفته و مشغول کار شده ام. در این مدت حرکت عظیم قلعه بابک به اوج خود رسید و پرچم دار شدیم. از قلعه بابک به خیابانهای آذربایجان آمدیم و خرداد حماسی را تجربه کردیم. تلویزیون دار شدیم و هزاران سایت و بلاگ راه اندازی شد.. سهند افشاری، میر کاظم موسوی، استاد فرزانه، استاد سرداری نیا، مهندس امانی بزرگ و ... را از دست دادیم. دیلماج متولد شد و بی دلیل پلمپ شد. یارپاق منتشر شد و اختر، نوید آذربایجان، آسان و دهها نشریه دیگرمان توقیف شدند. یاشماق دهها کتاب و نشریه منتشر کرد و دهها حادثه بزرگ دیگر در تاریخ حرکت ملی شکل گرفت. باور کردن این همه اتفاق در طول 8 سال باور نکردنی است. اکنون قرار است دوستی از ما این مدت را در 8 سال آینده پشت نرده های آهنین زندان اوین بگذراند.
سعید را آخرین بار در زنجان، در عروس رضا عباسی دیدم. آخرین نفری هم که خدا حافظی کردیم سعید بود و تا کنار اتوبان ما را همراهی کرد. از وضع و محکومیتش پرسیدم، خندید و گفت: «نه مه ائلیرلر ائله سین لر کیشی». تاثیر 9 ماه بازداشت که بیش از 7 ماهش را در انفرادی و تحت انواع شکنجه های جسمی، روحی و روانی گذرانده بود در چهره اش مشخص بود. وقتی خنده های سیعد را می دیدم از ته دل خوشحال می شدم که کم کم اثرات آن رفتارهای ددمنشانه از صورتش زدوده می شود و با گذشت زمان سعید هم بهبود جسمی و هم بهبود روحی کامل خواهد یافت. ولی در دلم همیشه اضطراب لحظه ای بدون سعید بودن پر می زد. هرگز نمی خواستم تصور کنم این حکم سیاسی اجرا شود. ولی خوی استبداد همین است. هر صدای مخالفی را ولو مدنی و نرم شدیدا سرکوب می کند و این بار سعید قربانی این خشونت استبدادی است.
سعید؛
چه کنم که دستهای ما بسته است، صدایمان را هیچ کسی چه در داخل و چه در خارج نمی شنود. ولی به گلوهای خستگی ناپذیر خودمان ایمان داریم که فریاد بزنیم و صدای مظلومیتت را همانند مظلومیت ملت آذربایجان به گوش همگان برسانیم. عطیه بانوی فداکار آذربایجان را تنها نگذاریم و در این راه پر مشقت و دراز یاری اش کنیم، هر چند بسیار سنگین و دردناک است. دوست ندارم از دوستانم خرج کنم ولی می دانم که تحمل رنج مشقت در راه احقاق حقوق اولیه یک ملت و مبارزه برای آزادی اش غرور آفرین است. می دانم اراده ی سعید استبداد را به لرزه در خواهد آورد. با این اوصاف دوست داشتم به عنوان نمادی از شهر زنجان (قیزیل آذربایجان) در بین مردم شهر بودی و هر وقت از زنجان می گذشتم تلفنی هم که شده حالت را می پرسیدم و با حضور تو، جلیل غنی لو، بهروز صفری، لیلا حیدری، علیرضا متین پور، رضا عباسی،  هوشنگ جعفری و ... در این خطه از آذربایجان، سپر دفاعی نیرومندی را مقابل شوونیسم و فاشیست حس می کردم و اطمینان خاطری پیدا می کردم. هر چند می دانم این سپر دفاعی را الان در زندان اوین بسته ای ... .
به انتظارت می نشینیم که این ایام بگذرد تا آزادی ات را جشن بگیریم. شاید زندانبانهایت به مدت 8 سال عمر نکنند و زودتر در صبح آزادی بزرگ به میان ما بازگردی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعات 19:36  یازان سارا | 

مصطفی کمال  مشهور به غازی و آتاتورک، رهبر و رئیس جمهوری ترکیه در سال 1881 میلادی در شهر سالونیک پای به عرصه وجود گذارد. در زبان ترکی آتاتورک به معنی پدر و رهبر ترکیه می باشد. او از خاندان قدیمی شهر مقدونیه بود، بعد از پیوستن به ارتش در همان ابتدای راه با ایتالیاییها در طرابلس جنگید و در جنگهای بالکان به سمت فرماندهی دست پیدا کرد و اینگونه مراحل پیشرفت و ترقی را طی نمود. آتاتورک به سرپرستی ستادی را برای آزاد کردن «ادرنه» عهده دار بود، بعد از مدتی توانست به مقام وابسته نظامی عثمانی در شهر صوفیه نائل آید. آتاتورک توانست، انگلیسی ها را در شروع سال 1916 میلادی در داردنل متوقف کرده و پس از آن فرماندهی ارتشی که در جبهه روسیه و فلسطین می جنگید را قبول کرد. آتاتورک بعد از شکست دولت عثمانی و جنگ جهانی اول  و نیز اسیر شدن سلطان عثمانی قیام کرد و مجمع بزرگ ملی را در بیست و سوم  آوریل سال 1920 میلادی و در سن سی و نه سالگی در شهر آنکارا و همان پایتخت کنونی ترکیه فعلی تشکیل داده، خود را به عنوان رئیس مجمع منتخب گردانید و بعدها در آناتولی تشکیل حکومت داد. او توانست حملات یونانیها را دفع کرده و هیچنین به موفقیتهایی نیز نائل آید و به همین دلایل مردم ترکیه به او لقب غازی دادند. بعد از آنکه انقراض سلطنت توسط مجمع آنکارا اعلام شد، جمهوری ترکیه در سال 1923 تأسیس گردید و کمال پاشا که بسیار نزد مردم محبوب بود به ریاست جمهوری برگزیده شد . او به اطلاحات و ابداعات زیادی دست زد که از آن جمله می توان به قبول قانون مدنی اشاره کرد. وی در سال 1927 توانست دوباره به ریاست جمهوری رسیده و تا پایان عمر خود همین مسوؤلیت را بر عهده داشت. وی در سال 1938 و در سن پنجاه و هقت سالگی درگذشت و آرامگاه او در شهر آنکارا و بر فراز تپه ای قرار دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعات 19:30  یازان سارا | 
 

شیخ شهاب الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق در سال ۵۴۹ ه.ق در سهرورد از توابع شهرستان زنجان دیده به جهان گشود و پس از پشت سر گذاشتن دوران طفولیت و ورود به سنین جوانی جهت تحصیل علم به مراغه و از انجا به اصفهان رفت او که در تیزهوشی و فراست بی نظیر بود حکمت را به سرعت نزد « مجدالدین جیلی»  در اصفهان فرا گرفت و علم منطق را نزد «ظهیرالدین قاری »  اموخت .

نظام فلسفی سهروردی بیشتر بر اشراق مکاشفه تصفیه نفیس و اصول کشفی ذوقی بنا شده است . سیروسلوک و شهودات درونی از مهمترین عناصر نظام فلسفی وی به شمار میرود از شیخ اشراق کتب مقالات رساله ها ترجمه ها و تحریر ها و شروح فراوانی به عربی و فارسی بر جای مانده است که مهمترین انها کتاب های حکمه الاشراق مطارحات مقاومات و تلویحات و رساله ها هباکل النور است اما در این میان حکمه الاشراق مانند نگینی در میان اثار شیخ اشراق میدرخشد و شروح مهمی نیز بر ان نگاشته شده و صدرالمتالهین شیرازی بنیانگذار حکمت متعالیه نیز با تعلیقه های ارزشمند خود بر ارزش و عظمت ان افزوده است . سهروردی در شهر حلب مورد اتهام و مخالفت فقها واقع شد و به امر صلاح الدین ایوبی و در حقیقت به اصرار فقها و بهخ امر صلاح الدین در حدود سن ۳۶ یا ۳۸ سالگی به قتل رسید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعات 19:20  یازان سارا | 

 

بئینیمده دوشونجه لر دویوشده دیر

اورییمده سئوگیلر

اه...

من بیر بویوک دویوش مئیدانینا چئویریلمیشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعات 19:0  یازان سارا | 

 

مهنديس غلامرضا اماني و ايكي سئويملي قارداشينين دوٍنيادان كوًچمه­ لرينين ايلك ايل دوًنومو موناسيبتينه قورولموش ياس توًره ­ني­نين يئر و چاغي:

 

جوٍمعه 1388/8/1 ساعات 10:30 دان 12:30 دك

آغالار: ثقه ­الاسلام خياواني­نين سوْنو، سو منبئعي، طاليقاني مچيدي

خانيملار: مفتّح خياواني­نين سوْنو، اكبريّه مچيدي

مزاريستان: مارالان خياواني، بقائيه مزارليغي، ناهاردان سوْنرا ساعات 3

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعات 18:39  یازان سارا | 
 
ایلک صفحه
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اتا بابکیم اتا بابکیم
قویما ائلیم یاتا بابکیم



قیش سویوغوندا

یئتیم اوشاغین ائوینده

الولو بیر کوز اولایدیم

وطنده دیرسیز اوغول یئرینه

ساراتک غیرتلی بیر قیز اولایدیم

گوندکی باغلانتیلار
سوزلو ادام
ائللریم
قرنفیل
یالقیز آغاج
آلپای آدلی تورک
مملکت محروسه آذربایجان
سهند
تئهران تـﯙرکلری
سنسیز اپریتدی بیزی بیزلییمیز
دومان
قیلینج
کولگه سیز اغاج
خیاو سسی
زنگان سسی
اخبار اذربایجان
خوراسان تورکلری
یاشاسین اذربایجان
قلمین دیلی ایکی اولسادا یازیسی بیر دیر
ائل اوغلي
دومانلی اذربایجان
آرشیو گوندکی باغلانتیلار
ایلک یازیلار
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
باغلانتیلار
اوستاد هوشنگ جعفری نین ویلاگی
قزوین آذربایجان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM